یکی از پرسشهای رایج والدین این است: «آیا فرزند من مشکلی دارد که باید او را نزد روانشناس ببرم؟» پاسخ همیشه «بله» یا «خیر» نیست.
مراجعه به بالینگر کودک الزاماً به معنای وجود یک اختلال روانشناختی نیست. همانطور که برای سلامت جسمی کودک فقط در زمان بیماری به پزشک مراجعه نمیکنیم، سلامت روان و رشد عاطفی کودک نیز میتواند موضوع پیشگیری، آموزش و مراقبت باشد.
گاهی کودک کاملاً سالم به نظر میرسد، اما والدین میخواهند بدانند چگونه میتوانند زمینه رشد هیجانی سالمتری را برای او فراهم کنند.
بالینگر کودک دقیقاً چه کاری انجام میدهد؟
کار بالینگر کودک فقط این نیست که کودک را بنشاند و درباره «مشکلش» سؤال کند. در بسیاری از موارد، بخش مهمی از کار، شناخت کودک در بستر رابطه با والدین و خانواده است.
بالینگر کودک میتواند به والدین کمک کند تا بفهمند:
- رفتار کودک چه معنایی دارد؟
- کدام رفتارها متناسب با مرحله رشدی کودک هستند و کدام رفتارها نیازمند توجه بیشتریاند؟
- پشت پرخاشگری، لجبازی، وابستگی، ترس یا کنارهگیری کودک چه نیازی ممکن است وجود داشته باشد؟
- چگونه میتوان برای کودک مرز تعیین کرد، بدون اینکه رابطه عاطفی آسیب ببیند؟
- چگونه میتوان استقلال کودک را تقویت کرد، بدون اینکه او احساس طردشدگی کند؟
- چگونه میتوان به کودک کمک کرد احساسات خود را بشناسد و تنظیم کند؟
- و مهمتر از همه، والد در برابر رفتار کودک چگونه میتواند پاسخ دهد، نه صرفاً واکنش نشان دهد؟
گاهی مسئله از «کودک» شروع نمیشود
رابطه والد و کودک یک سیستم عاطفی است. کودک بر والد تأثیر میگذارد و والد نیز بهطور مداوم بر تجربه هیجانی کودک اثر میگذارد.
برای مثال، گریه یا بیقراری کودک ممکن است در مادر اضطراب ایجاد کند؛ اضطراب مادر ممکن است باعث کنترل بیشتر شود؛ کنترل بیشتر میتواند مقاومت کودک را افزایش دهد و مقاومت کودک دوباره اضطراب و خشم مادر را بیشتر کند. به این ترتیب، یک چرخه تعاملی شکل میگیرد.
در چنین شرایطی، سؤال بالینگر فقط این نیست که «مشکل کودک چیست؟» بلکه میپرسد: «بین کودک و والد چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟»
احساسات والد نیز مهماند
والد بودن همیشه با احساسات خوشایند همراه نیست. گاهی مادر یا پدر احساس خشم، درماندگی، نگرانی، گناه، ناکافی بودن یا حتی طردشدگی میکند. داشتن چنین احساساتی به خودی خود به معنای «والد بد بودن» نیست.
آنچه اهمیت دارد این است که والد بتواند احساس خود را بشناسد و پیش از تبدیل آن به واکنش تکانشی، درباره آن فکر کند. بالینگر میتواند به والد کمک کند میان «آنچه کودک انجام میدهد» و «آنچه این رفتار در من ایجاد میکند» تفاوت بگذارد. این فاصله کوچک، گاهی نقطه آغاز تغییر بزرگی در رابطه والد و کودک است.
حتی دوران بارداری و پس از تولد نیز اهمیت دارد
رابطه والد و کودک از لحظهای که کودک شروع به حرف زدن میکند آغاز نمیشود. تجربه بارداری، تولد کودک، تغییر نقشهای والدین، خستگی، اضطراب، فشارهای خانوادگی و مشکلات عاطفی پس از زایمان میتوانند بر رابطه اولیه والد و نوزاد تأثیر بگذارند. به همین دلیل، حمایت روانشناختی از مادر و پدر در این دوره میتواند بخشی از مراقبت از سلامت روان کودک باشد.
البته در صورت وجود علائم قابل توجه در مادر یا پدر، مانند افسردگی یا اضطراب شدید، ارزیابی و درمان تخصصی خود والد نیز ضروری است و ممکن است نیاز به ارجاع به روانپزشک یا متخصص مربوط وجود داشته باشد.
پس چه زمانی مراجعه کنیم؟
نه فقط زمانی که کودک «مشکلدار» شده است. میتوان برای موضوعاتی مانند اینها از متخصص کودک کمک گرفت:
- آمادگی برای فرزندآوری و والدگری
- مشکلات رابطه والد و کودک
- تربیت و تعیین حد و مرز
- مشکلات خواب و جدایی
- ترسها و اضطرابهای دوران کودکی
- پرخاشگری و لجبازی
- افت تحصیلی و مشکلات مدرسه
- کاهش اعتمادبهنفس
- تغییرات رفتاری پس از تولد فرزند جدید
- طلاق و جدایی والدین
- سوگ و فقدان
- تغییر مدرسه یا مهاجرت
- مشکلات ارتباطی کودک با همسالان
- یا حتی صرفاً برای شناخت بهتر نیازهای رشدی کودک
یک نکته مهم
هر رفتار متفاوتی در کودک، نشانه اختلال نیست. کودک قرار نیست همیشه آرام، مطیع، شاد و بدون تعارض باشد. خشم، ترس، مخالفت، گریه، وابستگی و حتی تلاش برای استقلال، بخشی از تجربه طبیعی رشد هستند.
آنچه اهمیت دارد، شدت، تداوم، شرایط بروز، تأثیر رفتار بر زندگی کودک و خانواده و مسیر رشدی کودک است. بنابراین هدف بالینگر این نیست که کودک را به یک «کودک بیمسئله» تبدیل کند. هدف، کمک به کودک و والدین است تا بتوانند هیجانها را بهتر بشناسند، رابطهای امنتر ایجاد کنند و تعارضهای طبیعی رشد را به فرصتی برای رشد روانی تبدیل کنند.
مشاوره کودک فقط برای زمانی نیست که مشکلی به وجود آمده است؛ گاهی بهترین زمان مراجعه، زمانی است که هنوز میتوان از شکلگیری مشکل جلوگیری کرد.
و شاید مهمترین پرسش برای یک والد این نباشد که «آیا کودک من مشکل دارد؟» بلکه این باشد: «آیا میتوانم او را بهتر بفهمم و رابطه بهتری با او بسازم؟»